خبر خوب؟ یا خبر آسان؟
این کتاب البته دو بخش دارد؛ بخشی از آن درباره کودکی و روزگار بزرگ شدن این چهره است، و بخشی دیگر نیز ارتباط پیدا میکند با نحوه روزنامهنگار شدن وی که بسیار بسیار مهم است و نکتههای زیادی دارد.
بن برادلی در جایی از این کتاب، از خبر خوب و خبر آسان صحبت میکند و اینکه خودش، متعهد به خبر خوب است؛ نه خبر آسان. از نظر او خبری که به راحتی به دست بیاید و اطلاعات آن دم دستی باشد، خبر آسان قلمداد میشود و اما بعد، برای رسیدن به خبر خوب، باید زحمت زیادی کشید و از پرسیدن و پیگیری خسته نشد.
حقیقت امر در ابتدای امر از تقابل خبر خوب و خبر آسان حسابی جا خوردم و چنین تقسیم بندیای تا به حال ندیده بودم. اما دیدم چقدر در رسانههای امروزمان، درگیر این تقسیم بندیها هستیم. بخش اعظمی از رسانههای ما را خبرهای آسان پر می کنند؛ خبرهایی که یا برداشتی از سایتها و رسانههای دیگر است، یا برداشتی از اعلامیهها و خبرهای روانط عمومیها یا … . هر چه که هست، زحمتی برای آن کشیده نمیشود و نهایتا با یکی دو تماس و بالا و پایین کردن چند تا سند، ما خبری خواهیم داشت تا منتشر کنیم.
اما خبر خوب، خبری دیریاب است؛ چرا که اطلاعاتی دارد که معمولا دارندگان آنها دوست ندارند منتشرشان کنند. در واقع خبر خوب، خبری است که به معنای کلاسیک قضیه، یک خبر قلمداد شود؛ خبری که عدهای دوست ندارند منتشر شود، خبری که به نفع مردم است، خبری که غالبا نفعی برای قدرت ندارد، خبری که اطلاعاتی جدید از رویدادی قدیمی است و شبیه آن.
باید اعتراف کنیم که همگی ما به دشت درگیر خبرهای آسان شدهایم و این با هویت هیجانمحور و پیگیرانه روزنامهنگاری، در تضاد و تعارض است. به همین دلیل است که مخاطبان زیادی هم نداریم و چنگی به دل نمیزنیم؛ چرا که به همان آسانی که ما خبرها را به دست آوردهایم، دیگران هم به دست آوردهاند و در نتیجه، به قول بن برادلی، ما نه میتوانیم اولین باشیم، نه بهترین و دستآخر، نه تنها کسی که میتواند این خبر را داشته باشد و تولید کند!
