از روانشناسی رنگ تا تایپوگرافی
روانشناسی رنگ، احساسات را درگیر می کند ، در حالی که تایپوگرافی بر خوانایی تأثیر میگذارد. اینجاست که تلفیق این دو با هم زبان بصری را تشکیل میدهند.
وقتی به یک طرح نگاه میکنید، به طور مثال صفحه اول یک روزنامه ، یک پوستریا یک تبلیغ، قبل از اینکه به چیزی فکر کنید، چیزی را حس میکنید. این واکنش در عرض چند صدم ثانیه اتفاق میافتد و ناشی از هماهنگی رنگ و نوع متن است.
اینجاست که برخی رنگها باعث آرامش شما میشوند در حالی که برخی دیگر قلب شما را به تپش میاندازند همچنین تایپوگرافی که می تواند مخاطب را به خود جذب کند یا دفع.
به طور مثال شما برای رفتن به لب دریا کت و شلوار رسمی یا برای رفتن به یک جلسه اداری لباس راحتی نمیپوشید. همین منطق شامل انتخاب یک طرح می شود. رنگها و فونتهایی که به کار می برید باید با پیامی که ارسال میکنید و هدف شما، مطابقت داشته باشند.
چیزی که باید به آن توجه داشته باشید این است که زبان بصری شما بزرگتر از هر طراحی واحدی است. این به کارگیری مداوم روانشناسی رنگ و طراحی تایپوگرافی و تلفیق آنها در هر نقطه تماس است که باعث ایجاد شناخت و تقویت پیام شما قبل از اینکه کسی کلمهای را بخواند، میشود.
وقتی این سئوال را از خود می پرسید که آیا رنگ و تایپوگرافی میتوانند در تضاد با یکدیگر باشند؟ به این نتیجه خواهید رسید که بله، و این اتفاق بیشتر از آنچه فکر میکنید میافتد. حتی عناصر زیبا هم وقتی زبان بصری یکسانی نداشته باشند، میتوانند با هم تداخل داشته باشند.
و اینکه از خود می پرسید چرا تایپوگرافی به اندازه رنگ اهمیت دارد؟
اگر به این نتیجه برسیم که فونتها هم شخصیت دارند. فونتی را که برای طراحی خود انتخاب میکنید، به خوبی شخصیت برند شما را نشان خواهد داد و حتی گاهی اوقات رساتر از خود کلمات.
نکته کلیدی این است که تطبیق شخصیت فونت با شخصیت برند شما ایجاد شود. انتخابهای طراحی تایپوگرافی باید پیام را تقویت کنند، نه اینکه با آن مقابله کنند.
پس در نهایت باید گفت: رنگها فقط زیبا نیستند. آنها محرکهای روانی هستند که به احساسات و معانی فرهنگی که در طول زندگی ایجاد کردهایم، ضربه میزنند و فونتها که ویژگیهای شخصیتی دارند، می توانند به یک طرح همان ویژگی شخصیتی را منتقل کنند و در ادامه ترکیب بصری منسجمی را به مخاطب ارائه دهند.

