رسانهها چرا شکست می خورند؟
یعنی وقتی به شما به عنوان یک روزنامهنگار بگویند که چرا نیویورک تایمز اینقدر مرجع و موفق است، بتوانید دلایلش را و تاریخچهای از دلایل موفقیتاش را بیان کنید. یا وقتی بگویند چرا الاهرام مصر از جایگاهی که داشت، افول کرد و چرا الجزیره اینچنین محل احترام و رجوع است، باید دلایلش را بتوانید ذکر کنید. اما چرا؟ چون تا وقتی که دلایل موفقیت و شکست یک رسانه را ندانید، خودتان نیز نمیتوانید نقاط موفقیت و شکست خود را تشخیص بدهید. در نتیجه، ممکن است در حالی که در اوج شکست هستید، خود را موفق قلمداد کنید و حتی برعکس.
حالا اجازه بدهید دوباره به همان نکته برگردیم؛ واقعا چرا برخی از رسانهها اینقدر موفقاند؟ من به متغیرها و دلایل مختلفی فکر میکنم، اما شاید از نظر خودم بتوانم مهمترین متغیر را ثبات بدانیم، ثبات و ثبات و باز هم ثبات. اما ثبات یعنی چه؟
– ثبات در قواعد و فرامین کار؛ اینکه قوانین برای کار خودتان داشته باشید و به هیچ عنوان از آنها افول نکنید؛
– ثبات در کیفیت؛ یک رسانه خوب مثل یک قهرمان ورزشی است، حتی در بدترین شرایط باید حداقلهایی از کیفیت را بروز بدهد؛
– ثبات در استقلال؛ اینکه در هر شرایطی، مستقیم و غیرمستقیم، بتواند استقلال خودش را حفظ کند.
شرایط نابسامان در هر کشوری یافت میشود. اتفاقا رسانههای معتبر و استخواندار را باید در این بزنگاهها شناسایی کرد. اتفاقا اگر اینکاره باشید، باید این شرایط را فرصتی برای اثبات هویت و کیفیت خودتان بدانید. اینکه قرار باشد در شرایط عادی وفادار به قوانین خودمان و قوانین روزنامهنگاری باشیم و در شرایط غیرمعمول، خیر، درست مثل ورزشکاری میشود که وقتی همه چیز خوب است، بازی خوبی دارد و وقتی فشار تماشاچیها و کیفیت زمین بازی و … اتفاق میافتد، دیگر خبری از از کیفیت ورزشی او نیست. موفقیت چنین ورزشکاری، دولت مستعجل خواهد بود.
با عطف به متغیر ثبات در حوزههایی که اشاره شد، میتوان دست به نقد گسترده رسانههای داخلی نیز زد. نکته طلایی اینجاست که بدانیم چرا یک رسانه از منظر متغیر ثبات، شکست میخورد یا خنثی میماند یا به اوج موفقیت میرسد. روزنامهنگار نیاز به ذهنی فراتر از ذهن یک اپراتور تولید اطلاعات و محتوا دارد؛ او هم باید بتواند کارش را تحلیل کند، هم اطلاعات حوزه تخصصیاش را و هم دلایل اوج و فرود رسانه خود و دیگر رسانهها را. ضمن اینکه بتواند ثبات خودش را هم حفظ کند و حتی در اوج هیجانهای عمومی، وفادار به آیین کار و رشته خودش بماند…
