در طی آن دیدیم که چه چیزی بر سر حقیقت و واقعیت و معنا می آید. در ماهیت معنا در جهان امروز درنگ کردیم و جنبه های مختلفی که معنا را نابود یا کمرنگ می کند یا فرآیند معناسازی را مختل می کند بررسی کردم. کلیت موضوع این است که وفور اطلاعات زیاد، وانموده های بی اصل و سرعت زیاد معنا را از بین می برد و به تبع آن حقیقت و واقعیت نیز از میان می رود. در این یادداشت مناسب است چارچوبی کلی تر ترسیم کنیم از ذبح معنا و حقیقت در رسانه در جهان امروزین ما: تصاویر تماشایی و تو خالی.
تصاویری که اکنون با پیشرفت فن آوری ها در تعداد بی شمار تولید می شوند و در زمانی کوتاه در جهان پخش می شوند. این تصاویر فرهنگی می سازد که ویریلیو با وام گرفتن آن از دبورا به آن فرهنگ سرعت تماشایی می گوید. تصاویر تماشایی که ابرواقعیت بودریار را می سازند و حتی از واقعیت بیرونی جذاب تر و گیراترند؛ تا جایی که می بینیم انسان امروزی در مواجهه با مناظر باشکوه بیش از آنکه دلمشغول لذت بردن از تماشا باشد در فکر ثبت آن از دریچه دوربین هایی که امروزه روی همه چیز هستند، است. در سال های اخیر با ظهور هوش مصنوعی و امکان ساخت تصاویر جعل عمیق گاهی تشخیص واقعیت از غیرواقعیت کاری کاملا تخصصی و طاقت فرسا شده است. اما فقط این نیست که تصاویر جعلی مشابه واقعی زیاد شده اند، اکنون این تصاویر تماشایی بر خود واقعیت غلبه کرده اند؛ تماشاگر زوایای مختلف و لنزهای مختلف را می سنجد تا تصویری بگیرد که از آنچه به چشم می آید تماشایی تر باشد.
خلق تصاویر تماشایی تر از نسخه واقعی آن قبلا به تصاویر تبلیغاتی اختصاص داشت؛ زیرا قرار بود محصول خیلی بهتر به چشم فروشنده احتمالی درآید. از این رو تصویر «دروغ» مطلوب تر بود. این اتفاق اکنون همگانی شده است حتی برای طبیعت. درگیری با این تصاویر سبب می شود فراموش کنیم که پشت تصاویر دیگر معنایی وجود ندارد. لایه ای پر زرق و برق که عمقی ندارد.
در این ستون از مفاهیم ابرواقعیت و وانموده و وانمود بودریار به هایدگر و مفاهیم وجودی و طرح افکنی و ذات فن آوری حرکت کردیم و در نهایت به مفاهیم سرعت و حادثه ویریلیو رسیدیم.